چهاردهم ـ1) و مساعي گريگوريوس خيونيادِس (چهاردهم ـ1) و مدرسه‌ٴ ترابوزان در دسترس‌ قرار گرفته بود، و بخشي ديگر اقتباس از بطليموس و تئون اسكندراني (چهارم ـ2) است‌. كتاب‌ تئودوروس بسيار عالمانه بود، ولي به نظر نمي‌رسد چندان شهرتي كسب كرده باشد، چون امروز تنها يك نسخه‌ٴ خطي از آن در دست است‌.
سه گفتار تئودوروس و پرديس منسوب به آرگيروس مشتركات زيادي دارند؛ اين ممكن است‌ ناشي از انتحال يكي از طرفين باشد يا بهره‌گيري يا سوءاستفاده از مأخذ مشترك‌. اين مطلب در يادداشت مربوط به آرگيروس مشروح‌تر بحث شده است‌.
تئودوروس نوعي تفسير مشروح و تطبيقي بر چهار انجيل نوشت در نُه باب‌، يعني در سه‌ كتاب و هر كتاب در سه باب‌، كه هر يك از آنها هم شامل نُه گفتار است‌. تفسير در اصل بر اساس‌ انجيل لوقا است‌. تنها باب‌هاي چهارم و پنجم آن در دست است و تا آن‌جا كه از آن مي‌توان داوري‌ كرد، متن كامل آن بالغ بر 2500 ورق بوده است‌. بيشتر آن از تفسيرهاي آباي يوناني كليسا، يعني‌ باسيليوس كبير (چهارم ـ2)، يوحناي زرين دهان‌، گريگوريوس نيسايي‌، كوريل اسكندراني و يوحناي دمشقي (هشتم ـ1) اقتباس و گاه عيناً نقل شده است‌.
منظومه‌ٴ تمثيلي مفصلي در 3060 بيت 15 هجايي‌، كه غالباً به نام موٴلفش مِليتِنيوتِس ناميده‌ مي‌شود، ولي مسلم نيست كه موٴلف آن همين تئودوروس موٴلف سه گفتار بوده باشد. اين تأليفي‌ است تخيلي‌، مطنطن و بسيار ناهمگون و حاوي همه نوع اجزاي غريب‌، از جمله چيزي كه‌ مي‌شود آن را واژه‌نامه‌ٴ كاني‌شناسي خواند. ممكن است موٴلف اين تأليف آشفته‌ٴ منظوم از روٴياي‌ عاشقانه الهام گرفته باشد، كه بوكاچيو در حدود 1342 تأليف كرد؟ اين افق جديدي را در مبادله‌ٴ تأثيرات ميان انسانگرايان ايتاليا و بيزانس مي‌گشايد. ما تنها به مسير غربي اين تأثير مي‌انديشيم‌؛ بي‌شك‌، يك جريان شرقي هم وجود داشته است‌. مثلاً تزئيد بوكاچيو به شعر يوناني ترجمه شد.1 اين‌كه جريان شرقي پيش از اواسط سده‌ٴ چهاردهم‌، شروع شده باشد مسئله‌ٴ ديگري است‌.
احتمال دارد مجموعه‌ٴ جنواي 44، يعني يكي از بهترين نسخه‌هاي ايلياد، شامل مجموعه‌ٴ گران‌بهايي از منتخبات آثار به‌وسيله‌ٴ تئودوروس مليتنيوتس يا براي او نوشته شده باشد؛ مسلماً اين مجموعه متعلق به او بوده و حاوي برخي يادداشت‌هاي مربوط به تاريخ خانواده‌ٴ اوست‌؛ از جمله مرگ نابه هنگام پدرش يوآنس در سال 1333؛ برادرش نيكولاس در سال 1338 در سن‌ بيست سالگي و غيره‌.


1. ترجمه مدتي پس از انتشار متن ايتاليايي آن (فرارا 1475)، صورت گرفت (ونيز 1529).